سلام به دوستان خوبم امروز حالم خیلی خوب نیست البته طبیعیه چون آدم دیگه بالاخره یه روز حالش خوبه دو روز حالش بده
امروز داشتم با یکی از استاد هام حرف میزدم که خیلی استاد خوبیه و خیلی من قبولش دارم یه بحثی با هم کردیم که استاد به این نکته رسید برای من خیلی قشنگ بود و خیلی این جمله برام معنا داشت بخاطر شرایطی که توش تا به حال قرار گرفتم و البته نقشی توی شکل گیریش نداشتم
بحث درباره نویسندگی بود و استاد یه توصیه نویسندگی به من کرد و من به استاد گفتم که استاد واقعا نویسنده خوب شدن کار سختیه و خیلی تدریجی میره جلو و استاد گفت:(( اشکالی نداره همیشه وقت هست و همیشه میشه جلو رفت و به هدف رسید الان خود من با اینکه نزدیک به 40 سالگی هستم ولی کار هام رو جلو میبرم با اینکه همه دارن درباره بحران 40 سالگی و این چیزایی که میگن که میگن حافظه کمتر میشه و... صحبت میکنن ولی من اون ذهنیت رو ندارم و خودم رو محدود نکردم الان پدر خودم هم چند روزیه خمیده تر شده بخاطر اینکه خودش باور کرده که پیر شده ))
خیلی حرف قشنگ و درستی رو استاد اشاره کرد. درباره حرف مردم این حرف رو میشه زد که البته این مثال رو خودم فکر کردم بهش رسیدم : حرف مردم هیچ چیزی نیست فکر کن که با حرف مردم یک سنگ از کنار دهنشون میفته زمین ولی حالا نوبت توعه میتونی اون سنگ رو برداری و محکم بکوبی تو سرت یا اینکه بگی که باشه خب به من چه یه سنگه که افتاده کنارش به من که نخورده باور های ما هم مثل این هستن و با ما دقیقا همین کار رو میکنن سعی کنید همیشه باور های مثبت درباره خودتون رو پرورش بدید مثال واضح این چیزی که گفتم آقای نیکلاس جیمز ووییچیچ (Nicholas James Vujicic) هست که هیچ دست و پایی نداره از بچگی هم این جوری بوده با این حال خودش رو نباخته با این حال نذاشته که مردم و جامعه براش تصمیم بگیرن با این حال همون سنگی که بهش اشاره کردم رو بر نداشته و سر خودش رو متلاشی نکرده. باور های اون باعث پیشرفتش شده باعث رشدش شده الان ازدواج کرده و چهار تا بچه داره زندگی جالبی داره دربارش تحقیق کنید و بخونید. خیلی چیزا با باور ها جلو میرن در مورد باور خیلی میشه حرف زد شاید بعدا بیشتر دربارش گفتم
التماس دعا
22:35 04/11/21