کسانی که میپنداریم آنان رفیق و دوست واقعیمان اند در اوقات خوشی و خوشحالی و همچنین در وضعیتی که ما دارای مشکلی نباشیم که خدای نکرده دامن گیر آنان نشود این چنین اند و در پی مان و جویای حال و احوالمان و در اطراف ما موجودند همین که برایمان مشکلی رخ دهد از ما دور خواهند شد. هر چه مشکل شدیدتر و بیشتر، فرار آنان تندتر و سریع تر گویی که معتقد اند به مریضی جذام مبتلا شده ایم هر چه جذام مان بیشتر از دور و اطرافمان زودتر پراکنده و دور خواهند شد چنانکه شیوع و فراگیری آن هم بیشتر میشود البته آن وجه خوب و حسن ما را برای آنان به وسیله جذام از بین خواهد رفت که اصلا آنان برای همین آمده بودند با این حال انتظار دارند که وقتی برایشان مشکلی پدید آمد، به سوی آنان همچو طبیب مهربان بشتابیم
افرادی که مسمی اسمی که برایشان گذاشته ایم و اسمی که دارند را حقیقتا دارند بسیار کم و اندک میباشند کسانی که حتی در صورت اعتقاد به اینکه این بیماری ام جذام است و آن ها را هم درگیرخود خواهد کرد مانند مادری مهربان عوض متفرق شدن از نزد بیمار، میمانند و گرههی از گره های او باز میکنند به راستی که کسانی که در عبارت آورده ام اشتباه میباشد بلکه آن کس که همدم خوشی ها وناخوشی ها و گرفتاری های آدمی است مادر است آن کس که {...کما ربیانی صغیرا} در شان اوست [تفسیر المیزان (ترجمه), ج۱۳, ص۱۱۰] آنکه به جای شتاب برای دور شدن از ما در حین بیماری شایعمان به سوی ما شتافت و ما را در آغوش مادری و مهر و محبت خود گرفت این موجود که نه بلکه این فرشته زمینی که الفاظ از بیان قدر و منزلت و تعریف و توصیف تام او ناقص و عاجز اند بهترین رفق و رفیق آدمیست....